عکس
زبان مبدأ: فارسی
- اسم منسوب به عکاس، تصویری که بوسیله دوربین عکاسی ایجاد شده باشد. تصویر انسان یا هر چیز دیگری که توسط دوربین عکاسی گرفته میشود
- اسم (پزشکی): رادیوگرافی.
- اسم در نسخهپردازی قدیم، پوشاندن قطعات یا اوراقی از نسخه خطی با طرحهای کمرنگ گلو بوته یا دیگر تصاویر و نقوش.
- اسم برگرداندن، وارونه کردن. تابیدن.
*پهلوی *واژه عکس یا اَکس از لغت پهلویک ākasī که در اوستایی ā - kas ( ā=به - بر - سوی - بیش kas=نور ) در پارتی میانه *آگس ‘gs خوانده میشده به مانای جلوه، ظهور و بیناب apparent visible است که امروز اکس aks خوانده میشود و ارب آنرا عکس نوشته و لغت عکاس ( =اکسکار - اکسگر ) را از آن جعل کرده است. دانستنی است لغت اربیشده ی معکوس از این ریشه نیست بلکه از لغت اسک به مانای وارونه ساخته شده و همچنین واژگان ا…