فدراسیون

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم (ورزشی): سازمانی که وظیفه تهیه قوانین و نظارت بر اجرای آنها، تنظیم برنامه مسابقات، و مانند آنها را در یک رشته ورزشی برعهده دارد. فدراسیون فوتبال، فدراسیون کشتی.
  2. اسم سازمان یا انجمنی که برای اداره یک رشته ورزشی تشکیل می‌شود.
  3. اسم اتحادیه‌ای مرکب از چند کشور یا استان.
{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}