صد

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم ده برابر ده (۱۰۰)، خیلی زیاد.
  2. اسم صد تا یه غاز: بی‌ارزش، مبتذل.
  3. اسم صد پاره: چاک‌چاک، پاره‌پاره.
  4. اسم صد البته: بطور حتم، مسلماً، قطعاً.
  5. فعل برگردانیدن.
  6. فعل اعراض کردن، دوری کردن.

* *واژه صد معادل ابجد 94 تعداد حروف 2 تلفظ sad نقش دستوری عدد اصلی ترکیب (اسم) [پهلوی: sat] ‹سد› (ریاضی) مختصات (صَ. دَ. صَ)( ق مر.) آواشناسی sad الگوی تکیه S شمارگان هجا 1 منبع فرهنگ فارسی معین

{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}