ضریبه
زبان مبدأ: فارسی
- ضریبة
- اسم سرشت، خوی
- اسم عایدی ضرابخانه، دخل دارالضرب.
- اسم جزیه، گزیت.
- اسم خراج زمین و مانند آن.
- اسم گمرک.
- اسم تیزی شمشیر، شمشیر.
- اسم زخمگاه.
- صفت زده شده به شمشیر، کشته به شمشیر.
- صفت عوارضی که برای تسعیر مالیاتی که در یک جا تعیین اما در جای دیگر پرداخته شده باشد، برقرار و معمول بود.
* عربی # ضریبة