کولی
زبان مبدأ: فارسی
- اسم مردم چادرنشین که در سال چند بار کوچ میکنند و در شهرها و روستاهای مسیر بکار خوانندگی، نوازندگی، فالبینی، و فروش فرآوردههایی مانند کشک، و سفیداب، یا دستساختههایی مانند سبد، و غربال میپردازند
- اسم دوره گرد، بیابانگرد. فاحشه. غرشمال، ارقه.
- اسم عمل پشت گرفتن، کول دادن، سواری بر کول و پشت.