گمرک

زبان مبدأ: فارسی

/ gom /

  1. اداره‌ای که مأمور مراقبت از ورود و خروج کالاها (بر اساس قانون واردات و صادرات)
  2. و دریافت حقوق گمرکی از دارندگان آن ه
  3. بسیار عالی 👏 پژوهش ریشه‌شناسی واژه‌ی «گمرک» یکی از نمونه‌های جالب پیوند تاریخی میان فارسی میانه، اوستایی و زبان‌های منطقه است. در ادامه، همان‌گونه که خواستید، نسخه‌ای کامل‌تر از متن همراه با منابع معتبر زبان‌شناسی آورده‌ام 👇 --- 🏛 پژوهش ریشه‌شناسی واژه‌ی «گمرک» --- 🔹 ۱. ساخت واژه در فارسی امروزی در فارسی امروز، گُمرُک (gomrok) به معنی «اداره‌ی دولتی برای کنترل و اخذ عوارض بر کالاهای وارداتی و صادراتی» است. این واژه در اصل، معنایی اقتصادی و اداری دارد، اما ریشه‌ی آن در ساختار زبان‌های ایرانی میانه و حتی اوستایی به معنای پرداخت، خراج یا باج‌ستانی بازمی‌گردد. --- 🔹 ۲. ریشه‌ی تاریخی و اجزای واژه واژه‌ی گمرک از دو جزء اصلی تشکیل شده است: جزء ریشه‌ی زبان‌شناختی معنی تقریبی گم / gom / از ریشه‌ی پهلوی و اوستایی gəma- / gama- پرداخت، باج، خراج رُک / rak / از ریشه‌ی ایرانی میانه‌ی rak / rək به معنی …
  4. هزینه‌ها و حقوق گمرکی.

* اوستایی و پهلوی #اداره‌ای که مأمور مراقبت از ورود و خروج کالاها (بر اساس قانون واردات و صادرات) # و دریافت حقوق گمرکی از دارندگان آن ه # بسیار عالی 👏 پژوهش ریشه‌شناسی واژه‌ی «گمرک» یکی از نمونه‌های جالب پیوند تاریخی میان فارسی میانه، اوستایی و زبان‌های منطقه است. در ادامه، همان‌گونه که خواستید، نسخه‌ای کامل‌تر از متن همراه با منابع معتبر زبان‌شناسی آورده‌ام 👇 --- 🏛 پژوهش ریشه‌شناسی واژه‌ی «گمرک»…

{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}