لخت
زبان مبدأ: فارسی
- اسم شل، بی حال.
- اسم تنبل و بیکاره.
- اسم صفتی برای مو که نرم و افشان باشد.
- اسم بسته، منعقد.
- اسم جزو، نوع، قسم.
- اسم گرز، عمود. و قوی هیکل در شاهنامه.
- صفت برهنه، عریان
* * واژه لخت کاملا پارسی است ریشه ی پهلوی دارد در عربی می شود ناقص در ترکی می شود چپلاک این واژه یعنی لخت صد درصد پارسی است. *