مثبت

زبان مبدأ: فارسی

  1. محکم کرده، استوار کرده.
  2. برجای داشته.
  3. محکم کننده، استوار کننده.
  4. برجا دارنده.
  5. صفت ثبت شده.
  6. صفت استوار شده، برقرار.
  7. صفت ثابت شده، مدلل.
  8. صفت دارای جنبة موافقت و پذیرش.
  9. صفت خوشایند و خوب.
  10. صفت ویژگی کمیتی بزرگ تر از صفر (ریاضی)
  11. صفت ثابت کننده، مدلل سازنده.
  12. صفت استوار کننده.

* عربی (اِمف.) #محکم کرده، استوار کرده. #برجای داشته.

{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}