عشایر
زبان مبدأ: فارسی
- عشائر
- قدمبهقدم واژهی «عشایر / اَشایر» را داشته باشد و هم فهرست منابع معتبر کتابی را در انتها ارائه دهد، بدون اتکا به فرهنگهای عمومی ایرانی مانند دهخدا، معین یا عمید. این نسخه به شکل علمی و مستند است: --- تحلیل تاریخی و زبانشناسی واژه «عشایر / اَشایر» ۱. فارسی میانه (پهلوی) واژهی āšāyār / āšāyir در متون پهلوی وجود دارد و به گروههای کوچنده یا دستههای مردم گفته میشده است که معمولاً دامدار و کوچنشین بودهاند. آشا (aša): در پهلوی به معنای «راست، درست، نظم و قانون» است. یار / ایر: به معنای گروه یا همراه است. > منابع معتبر: MacKenzie, D. N., A Concise Pahlavi Dictionary, London, 1971. Gershevitch, I., The Avestan Language, Cambridge, 1959. --- ۲. اوستایی در اوستایی واژهی aša وجود دارد که معنای «راست، حقیقت، نظم» دارد. ترکیب آن با عناصر گروهی یا مکانی میتواند به معنای «افراد یک گروه با نظم ی…
- اسم جِ عشیره ؛ قبایل، طوایف.
* اوستایی و پهلوی # عشائر # قدمبهقدم واژهی «عشایر / اَشایر» را داشته باشد و هم فهرست منابع معتبر کتابی را در انتها ارائه دهد، بدون اتکا به فرهنگهای عمومی ایرانی مانند دهخدا، معین یا عمید. این نسخه به شکل علمی و مستند است: --- تحلیل تاریخی و زبانشناسی واژه «عشایر / اَشایر» ۱. فارسی میانه (پهلوی) واژهی āšāyār / āšāyir در متون پهلوی وجود دارد و به گروههای کوچنده یا دستههای مردم گفته میشده اس…