سنگ

زبان مبدأ: فارسی

  1. صفت وقار، اعتبار.
  2. صفت آهستگی، آرامش.
  3. صفت نام عمومی مواد کانی است که به طور طبیعی به یکدیگر چسبیده و متراکم شده‌است و در نتیجه تودة نسبتاً سفتی را به وجود آورده‌
  4. صفت وزنه‌ای جهت سنجش سنگینی.
  5. صفت دو قطعه سنگ به ابعاد کوچک تر از سنگ آسیاب با حلقه‌ای در میان آن‌ها که زورخانه کاران به پشت خوابند و حلقه‌ها را به دست گیرند و سنگ‌ها را بالا و پایین برند. ؛از ~چشمه تراشیدن کنایه از: کار بیهوده انجام دادن. ؛ ~ُ سبو کردن کنایه از: متضاد بودن، ناساز بودن. ؛~ کسی را به سینه زدن کنایه از: طرفداری و دلسوزی کردن از کسی بیش از خود او. ؛ ~مفت گنجشگ مفت کنایه از:استفاده از فرصت‌های مناسب.
  6. اسم سنگ
{{ err }}

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}