اثر
زبان مبدأ: فارسی
- اسم نشان و علامتی از کسی یا چیزی که بوجود او یا آن دلالت کند. تأثیر.
- اسم نشان و علامت باقی مانده از هر چیز. جای پا، نشان قدم. حدیث، روایت. تألیف، تصنیف. یادبود. داغ.
- اسم اثر در زبان بهاری به معنی وزیدن باد ملایم است، اما در زبان معیار باستان به دو بخش اَ - ثَر و یه معنی پهن کردن چیزی مانند انگور برای خشک شدن روی زمین با پیشوند «اَ» که علامت ندا یا تعجب است.