عقار

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم اسباب و اثاث خانه.
  2. اسم مِلک و زمین زراعتی.
  3. اسم عقارات.
  4. اسم اثاث خانه.
  5. اسم مال برگزیده.
  6. اسم می، شراب.
  7. اسم درخت.
  8. اسم گیاهی که برای مداوا به کار رود.
  9. اسم مادة دارویی که به منظور معالجة مرضی تجویز گردد، دوا (مطلقاً)
  10. اسم عقاقیر.
{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}