غال

زبان مبدأ: فارسی

  1. متراذف بمان، تشریف داشته باش در فارسی، زمانی صرف میگرد. که از مهمان درخواست نشست یا اقامت بیشتر داشته باشی.
  2. اسم غار، شکاف کوه.
  3. اسم جای خواب گوسفندان در کوه.
  4. اسم سوراخی در زمین که جانورانی مانند روباه و شغال در آن زندگی می‌کنند.
  5. اسم خانه، منزل.
  6. اسم آشیانه زنبور.
{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}