غرق
زبان مبدأ: فارسی
- اسم غوطهور شدن در آب یا مایع دیگر معمولا به صورتی که حالت خفگی دست دهد.
- اسم : آنکه یا آنچه از هر طرف از چیزی احاطه شده باشد.
- اسم : تحت تاثیر یا گرفتار.
- اسم : کاملا مشغول و متوجه.
- اسم : غرق شده. در آب فرو رفتن، خفه شدن.
- اسم کنایه از: محو چیزی شدن، بی نهایت جذب چیزی شدن.