غور

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم احیا کردن، بنا کردن، معادل فارسی بگذار.
  2. اسم قومی قدیمی منسوب به چین یا مغول، غوری، غوریان.
  3. اسم شهر باستانی غور که خرابه‌های آن در دره ۱۰ کیلومتری گناباد واقع است و این شهر هم در زیر خاک مدفون می‌باشد. دلیل نابودی این شهر در نیست ولی احتمال آن می‌رود که در یک جنگ نابود شده باشد.
{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}