تاویل
زبان مبدأ: فارسی
- اسم (کلام): شرح دادن و تفسیر کردن سخن بگونهای غیر از آنچه از ظاهر آن دریافت میشود. شرح و بیان کلمه یا کلام بطوری که غیر از ظاهر آن باشد، تعبیر.
- اسم موجه جلوه دادنِ عمل یا رفتاری؛ توجیه.
- اسم تفسیر وقایع دیده شده در خواب. تفسیر کردن، بیان کردن. مفردِ تأویلات.
- اسم بازگردانیدن.