تاویل

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم (کلام): شرح دادن و تفسیر کردن سخن بگونه‌ای غیر از آنچه از ظاهر آن دریافت میشود. شرح و بیان کلمه یا کلام بطوری که غیر از ظاهر آن باشد، تعبیر.
  2. اسم موجه جلوه دادنِ عمل یا رفتاری؛ توجیه.
  3. اسم تفسیر وقایع دیده شده در خواب. تفسیر کردن، بیان کردن. مفردِ تأویلات.
  4. اسم بازگردانیدن.
{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}