فرهانج
زبان مبدأ: فارسی
- اسم بختک، کابوس.
- اسم پیرامون دهان از جانب بیرون.
- اسم شاخة بزرگی که از درخت ببرند تا شاخههای دیگر برآید.
- اسم شاخة درختی که به درخت دیگر پیوند کنند.
- اسم شاخة درخت انگوری که آن را در زمین کنند و از جای دیگر تتمة آن را بر آرند؛ عکیس.