فک
زبان مبدأ: فارسی
- اسم آرواره، چانه.
- اسم جدا کردن دو چیز از هم.
- اسم باز کردن، گشودن.
- اسم خلاص کردن، رها کردن.
- اسم از گرو در آوردن.
- اسم لباس درآوردن.
- اسم پستانداری گوشتخوار از راستة پره پاییان که کاملاً به زندگی دریایی سازش یافته و در مصب رودخانههای بزرگ و مجاور سواحل زندگی میکند و فقط برای استراحت و تولید مثل به ساحل میآید. دستهایش کوتاه و به وسیلة پردهای که انگشتان را به یکدیگر مربوط میکند تشکیل بالة شنا میدهد؛ سگ دریایی، گربة دریایی، شیر دریایی نیز گویند.