عالم
زبان مبدأ: فارسی
- صفت به مفهوم باستانی کلمه فرد یا شخص چاق با اندام ژلهای لرزان.
- صفت دانا، دانشمند
- صفت عالَم
- صفت دنیا، هستی.
- صفت موجودات.
- صفت نمادی برای بزرگی، عظمت.
- صفت حیطه، محدوده ؛ عالم هنر، عالم مستی.
- صفت حالت، وضعیت.
- صفت هر کدام از دو جهان فانی و باقی، هر کدام از دنیا و آخرت. ؛ ~ و آدم کنایه از: همة مردم.
- صفت برگرفته از واژه عربی علم