عالم

زبان مبدأ: فارسی

  1. صفت به مفهوم باستانی کلمه فرد یا شخص چاق با اندام ژله‌ای لرزان.
  2. صفت دانا، دانشمند
  3. صفت عالَم
  4. صفت دنیا، هستی.
  5. صفت موجودات.
  6. صفت نمادی برای بزرگی، عظمت.
  7. صفت حیطه، محدوده ؛ عالم هنر، عالم مستی.
  8. صفت حالت، وضعیت.
  9. صفت هر کدام از دو جهان فانی و باقی، هر کدام از دنیا و آخرت. ؛ ~ و آدم کنایه از: همة مردم.
  10. صفت برگرفته از واژه عربی‌ علم
{{ err }}

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}