قرمه
زبان مبدأ: فارسی
- اسم گوشتی که آن را خرد و در روغن تفت میدهند تا بتوان برای مدتی آن را نگه داری و استفاده کرد.
- اسم نوعی خورش که مرکب است از گوشت خردکرده و سبزی و لوبیا و غیره . قرمه سبزی .
- اسم واژهی «قرمه» را میتوان از منظر تاریخی و ریشهشناسی بررسی کرد. اجازه بده دقیقتر و قدمبهقدم بررسی کنیم: --- بررسی ریشهشناسی واژه «قرمه» در ترکیب «قرمهسبزی» ۱. کاربرد در فارسی امروز واژه «قرمه» در ترکیب «قرمهسبزی» به معنای «خورش خرد شده» یا «خوراک قطعهقطعهشده» به کار میرود. این خورش، بهویژه در مناطق آذربایجان و تهران، جزو غذاهای سنتی و محبوب ایرانی است. ۲. ریشه در زبانهای ایرانی باستان فارسی میانه (پهلوی ساسانی): واژههایی مانند gōrm یا gūrm وجود داشتهاند که معنای «تکه، قطعه، خرد شده» را میرساندهاند و مشابهت معنایی و واجی با «قرمه» امروزی دارند. اوستایی: ریشههای مشابهی برای مفهوم «خرد کردن» یا «آماده کردن غذا» یافت میشوند، که نشاندهنده پیوند این واژه با سنتهای غذایی ایرانی باستان است. ۳. ریشه در زبانهای هندواروپایی در زبان سانسکریت، واژههایی مانند kṛmā وجود دارند که معان…
* پهلوی * * *