آویز
زبان مبدأ: فارسی
- اسم آنچه از جایی آویزان باشد، چنانکه چلچراغ و قندیل از سقف و منشورهای بلور و لوستر.
- اسم (گیاهی): گلی زینتی به شکل زنگوله، و قرمز رنگ، گلِ آویز، گل گوشواره.
- اسم (ساختمان): تزیین قندیل به شکل آویزان از سقف یا از انتهای سقف در معماری گوتیک. منگوله، قناره، شرابه.
- اسم جواهری که بر حلقه گوشواره بیاویزند.
- اسم بلور و مانند آن که برای زینت به چلچراغ بیاویزند.
- اسم جنگ، نبرد.
- صفت در ترکیب با برخی کلمات معنی آویزنده میدهد: دستاویز، دلاویز.
- فعل بن مضارع آویختن.