قشلاق
زبان مبدأ: فارسی
- اسم جایی نسبتاً گرم که بعضی از مردم بویژه کوچنشینها در زمستان به آنجا کوچ میکنند؛ اقامتگاه زمستانی. مقابل ییلاق.
- اسم گرمسیر، محل گرم که در زمستان به آنجا کوچ کنند.
- اسم اقامت در چنین جایی.
- اسم قشلاق ممکن است در زبان معیار باستان به دو بخش قِش - لاق قابل تجزیه باشد، و در دنیای باستان همراه ییلاق، یا ییلاق قشلاق صرف نمیشده است. کاربرد فراون داشته با مفهوم خاص، بدین صورت که هر شیار کوهی اگر آب جاری دائم برای مصارف حیاتی داشت توسط عمّال سلاطین قرق میشده برای تولید مثل حیوانات مورد نیاز مانند اسب، قاطر، و یا خر. جفتگیری این حیوانات نیز در قشلاق انجام میپذیرفت کُرّههای آنها میتوانستند از آب و علوفه فراوان قشلاق بهره ببرند و بزرگ شوند.