یأس
زبان مبدأ: فارسی
- اسم ناامیدی، ناامید شدن.
* عربی ناامیدی لغت نامه دهخدا ناامیدی . [ اُ ] (حامص مرکب ) یأس و بیچارگی و درماندگی . (ناظم الاطباء). خلاف امیدواری . ناامیدوار بودن . نومیدی . نمیدی . یأس . حرمان . قنوط. خیبت : چو در موی سیاه آمد سپیدی پدید آمد نشان ناامیدی . نظامی . چو گیرد ناامیدی مرد را گوش کند راه رهائی را فراموش . نظامی .