ققنوس
زبان مبدأ: فارسی
- اسم مرغی است افسانهای که منقارش سوراخهای فراوان دارد و آوازهای عجیب درمیآورد. هزار سال عمر میکند و چون مرگش فرا رسد هیزم بسیار جمع میکند و بر بالای آن مینشیند و آن قدر بال میزند تا هیزم آتش بگیرد و بسوزد و از خاکسترش ققنوس جدیدی به وجود میآید. ققنس.
- اسم واژهی «ققنوس» ریشهای پیچیده و چندلایه دارد که به چند زبان باستانی ارتباط پیدا میکند: اوستایی، پهلوی، و سانسکریت. بیایید مرحلهبهمرحله بررسی کنیم: --- ققنوس: ریشهشناسی و اسطوره ۱. در سانسکریت śyena (श्येन) = عقاب، باز شکارگر. در ریگودا پرندهای آسمانی است که گاه حامل «سوما» معرفی میشود. suparṇa (सुपर्ण) = «خوببال»، «بالدار نیرومند»، گاهی برای موجودات اسطورهای آسمانی بهکار میرود. پژوهشگران ریشهی کهنتر اسطورهی «ققنوس» را به این حوزه هندوایرانی پیوند میدهند. --- ۲. در اوستایی saēna (سَئنَه): پرندهی افسانهای بزرگ، گاهی همریشه با سانسکریت śyena. در یشت ۱۲ (زامیادیشت) از «درختِ سئنمورو» سخن رفته که پرندهی Saēna روی آن آشیان دارد. نماد نیرو و تجدید حیات است. اصطلاحاتی مانند vīsrā / vīsrana نیز به پرندگان عظیم و رازآمیز اشاره دارند. --- ۳. در پهلوی kaqnuš / kaghnuš: واژهای وا…
*اوستایی و پهلوی