هادی

زبان مبدأ: فارسی

  1. صفت به معنای هدایت کننده می‌باشد. جمع هداة.
  2. صفت هر جسمی که جریان الکتریسیته یا حرارت را از خود عبور دهد. رسانا.
  3. صفت هادی ممکن است در زبان معیار باستان از دو کلمه ها بمعنی هَی، همیشه، مدام و دِی در این اصطلاح به معنی گوینده است، و مفهوم کلی عبارت در زبان بهاری تکرار مکررات خواهد بود.
{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}