کمر
زبان مبدأ: فارسی
- اسم (جانوری): بخشی از بدن انسان از انتهای آخرین دنده (قفسه سینه) تا لگن خاصره. میان، پشت، آنچه بر میان بندند، کمربند.
- اسم جانوری): دور تا دور بالای کفل
- اسم میانه و وسط کوه.
- اسم کِمِرَ: در گویش گنابادی یعنی کنار کوه ، جاده کوهستانی ، راه کنار کوه
- اسم کمر کاری را شکستن کنایه از: بخش مهمی از آن کار را انجام دادن.
- اسم کمر راست کردن کنایه از: تجدید قوا کردن، دوباره نیرو گرفتن.