مالیدن
زبان مبدأ: فارسی
- تماس و ساییده شدن دو چیز.
- زبانشناسانه است. در ادامه، من مدخل واژهٔ «مالیدن» را بهصورت علمی، با تکیه بر منابع معتبر زبانهای ایرانی و هندواروپایی آوردهام — بینیاز از فرهنگهای عمومی مانند معین و عمید، و همراه با منابع کتابی معتبر در زمینهٔ اوستایی، پهلوی، و سنسکریت. --- 🔹 واژهنامهٔ ریشهشناختی «مالیدن» (mālidan) 📖 ۱. فارسی نو (دورهٔ اسلامی) مالیدن 🔸 معنا: دست کشیدن بر چیزی، ساییدن، آغشتن، دلک دادن. 🔸 صورتهای وابسته: مالش، مالیده، دستمال، مالشدادن. 🔸 از ریشهی کهن mār- / marz- به معنی «ساییدن، پاک کردن». --- 📖 ۲. فارسی میانه (پهلوی) mālīdan / mālītan / marzīdan 🔸 معنا: ساییدن، مالیدن، گاه در متون پهلوی نیز به معنی «جماع کردن» آمده است. 🔸 برابر در متون: پهلوی دینکرد (Dēnkard) و بندهشن (Bundahišn): کاربردهای فعل marzīdan در معنای «مالیدن / پاک کردن». 🔸 از ریشهی ایرانی باستان marz-، با تحول واجی rz > l در فارسی …
- تنبیه کردن.
- از بین رفتن، نیست شدن.
- نابود کردن.