مالیدن

زبان مبدأ: فارسی

  1. تماس و ساییده شدن دو چیز.
  2. زبان‌شناسانه است. در ادامه، من مدخل واژهٔ «مالیدن» را به‌صورت علمی، با تکیه بر منابع معتبر زبان‌های ایرانی و هندواروپایی آورده‌ام — بی‌نیاز از فرهنگ‌های عمومی مانند معین و عمید، و همراه با منابع کتابی معتبر در زمینهٔ اوستایی، پهلوی، و سنسکریت. --- 🔹 واژه‌نامهٔ ریشه‌شناختی «مالیدن» (mālidan) 📖 ۱. فارسی نو (دورهٔ اسلامی) مالیدن 🔸 معنا: دست کشیدن بر چیزی، ساییدن، آغشتن، دلک دادن. 🔸 صورت‌های وابسته: مالش، مالیده، دستمال، مالش‌دادن. 🔸 از ریشه‌ی کهن mār- / marz- به معنی «ساییدن، پاک کردن». --- 📖 ۲. فارسی میانه (پهلوی) mālīdan / mālītan / marzīdan 🔸 معنا: ساییدن، مالیدن، گاه در متون پهلوی نیز به معنی «جماع کردن» آمده است. 🔸 برابر در متون: پهلوی دینکرد (Dēnkard) و بندهشن (Bundahišn): کاربردهای فعل marzīdan در معنای «مالیدن / پاک کردن». 🔸 از ریشه‌ی ایرانی باستان marz-، با تحول واجی rz > l در فارسی …
  3. تنبیه کردن.
  4. از بین رفتن، نیست شدن.
  5. نابود کردن.
{{ err }}

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}