اباحت

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم مخیر بودن شخص مکلٌف برای انجام یا ترک ویزی. اباحة.
  2. اسم مباح بودن، حلال کردن، روا دانستن.
  3. اسم اعتقاد به جایز دانستن چیزی که انجام آن در شرع حرام است.
  4. اسم به تکلیف اعتقادی نداشتن و انجام محّرمات را جایز دانستن.
  5. اسم اباحت ممکن است به دو یا سه بخش اَبا - حت یا اَ - با - حت قابل تجزیه باشد؛ که احتمالا حت در زبان عربی بجای عت جایگزین شده و مفهوم کلی از آن توجه مخاطب به سوم شخص مفرد یعنی انسانی بوده است.
{{ err }}

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}