اباحت
زبان مبدأ: فارسی
- اسم مخیر بودن شخص مکلٌف برای انجام یا ترک ویزی. اباحة.
- اسم مباح بودن، حلال کردن، روا دانستن.
- اسم اعتقاد به جایز دانستن چیزی که انجام آن در شرع حرام است.
- اسم به تکلیف اعتقادی نداشتن و انجام محّرمات را جایز دانستن.
- اسم اباحت ممکن است به دو یا سه بخش اَبا - حت یا اَ - با - حت قابل تجزیه باشد؛ که احتمالا حت در زبان عربی بجای عت جایگزین شده و مفهوم کلی از آن توجه مخاطب به سوم شخص مفرد یعنی انسانی بوده است.