برس

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم نام چند گونه سرو کوهی جزو تیرة ناژویان که در اغلب نقاط استپی و خاتمة جنگل های مرطوب پراکنده اند
  2. اسم ابزاری برای مرتب کردن موی
  3. اسم ماهوت پاکن.
  4. اسم مسواک.
  5. اسم قلم موی درشت.
  6. اسم چوبی که در بینی شتر کنند.

از فازسی میانه aburs به همان معنی فارسی. مقایسه شود با گونه‌های لهجه‌ای دیگر: وُرس، هُرس، اُرس(رایج در شمال ایران). نهایتاً از فارسی باستان. برخی آن را همریشه با عبری בְּרוֹשׁ‎ (bərṓš) و سریانی ܒܪܘܬܐ‎ (bərōṯā)می دانند و آنرا برگرفته از زبان اکدی ولی از آنجا که این درختچه در بابِل (عراق کنونی) نمی روید کلاً این فرضیه غلط و منتفی است و می بایست که آنها نیز از فارسی میانه اخذ شذه باشند.

{{ err }}

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}