گنگ
زبان مبدأ: فارسی
- لال، بی زبان.
- نیکو، خوب، زیبا.
- خمیده، کج، کوژ (مادرزاد و غیره)
- لولة سفالی که برای عبور آب در زیر زمین کار میگذاشتند.
- جزیره.
- بادی است که گویند به سبب سودا در بدن مردم به هم میرسد و بن موها میخارد و تا موی را نکنند خارش برطرف نمیشود.
- کنگ: امرد قوی جثه.