دادن
زبان مبدأ: فارسی
- فعل سپردن، واگذار کردن چیزی به کسی یا جایی؛ مقابل گرفتن.
- فعل بخشیدن، زدن، حمله کردن، خوراندن، برآوردن، رویاندن.
- فعل كنش واگذار كردن و تسليم كردن؛ كنش آفريدن، خلق كردن در واژه دادار به چم آفريدگار نمايان است.
- فعل وبال است دادن به رنجور قند/كه داروی تلخش بود سودمند. «سعدی»
- فعل در آن وقت نوميدی آن مرد راست/گناهم ز دادار داور بخواست. «سعدی»
- فعل برگرفته از پارسی میانه:dah "دادن"، ماده ماضی dāt . در اوستایی: ريشه dā "دادن ، نهادن". ایران باستان: dāta مشتق از هندواروپایی: ريشه -dō به معنی دادن.