مخبول
زبان مبدأ: فارسی
- آن که به فساد عقل و تباهی عضو دچار باشد.
- در علم عروض خبل اجتماع خبن و طی است در «مستفعلن»، «متعلن» بماند، «فعلتن» به جای آن بنهند و این فاصلة کبری
* عربی (اِمف.) #آن که به فساد عقل و تباهی عضو دچار باشد. #در علم عروض خبل اجتماع خبن و طی است در «مستفعلن»، «متعلن» بماند، «فعلتن» به جای آن بنهند و این فاصلة کبری