لب
زبان مبدأ: فارسی
- اسم کنارة هر چیزی.
- اسم بخش بیرونی دهان. ؛ ~ چشمه بردن و تشنه برگرداندن کنایه از: رند و هوشیار و سیاست مدار بودن.
- اسم خالص و برگزیده از هر چیزی.
- اسم مغز، مغز چیزی.
- اسم عقل.
- اسم الباب.
- اسم سیلی، تپانچه، کا
- اسم تو ~ رفتن شرمسار شدن، خجل شدن. ؛ ~تر کردن الف - سخن گفتن. ب - چیزی نوشیدن. ؛ ~گزیدن تأسف خوردن.
- اسم لب