پاشنه

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم بخش عقب پای آدمی، پاشنا، عقب.
  2. اسم قسمتی از کفش که پاشنه روی آن قرار می‌گیرد.
  3. اسم قسمتی از در که در روی آن می‌چرخد.
  4. اسم استخوانی درشت و کوتاه که تکیة آدمی و دیگر حیوان هنگام ایستادن بر آن باشد. ؛ ~ در خانة کسی را درآوردن کنایه از: به ستوه آوردن وی به سبب مطالبة طلبی یا خواهشی. ؛ ~ کفش را ور کشیدن کنایه از: مهیای انجام دادن کاری شدن.
  5. اسم پاشنه
{{ err }}

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}