پرسیدن

زبان مبدأ: فارسی

  1. فرایند خبر گرفتن؛ پرسش کردن:
  2. احوالپرسی:
  3. عیادت:
  4. بازخواست:
  5. فعل اطلاعی را از کسی برای آگاهی‌یافتن از چیزی درخواست کردن:
  6. فعل فعل خواهید به تنهایی فعل اینده است ولی هرگاه کنار بن ماضی قرار گیرد مانند خواهید پرسید فعل مضارع را تشکیل میدهد در صورتی که فعل خواهید پرسید دارای زمان مشخصی در پس و پیش از جمله باشد فعل کاملا فعل اینده به حساب می اید
{{ err }}

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}