ساز
زبان مبدأ: فارسی
/web.archive.org/
- اسم هریک از آلات موسیقی.
- اسم وسایل زندگی.
- اسم سامان، نظم و ترتیب.
- اسم استعداد، آمادگی.
- اسم ابزار، آلت.
- اسم نغمة موسیقی، آهنگ.
- اسم تجهیزات جنگی، جنگ - افزار.
- اسم جامه، لباس.
- اسم مکر، حیله، فریب. ؛ به ~ کسی رقصیدن کنایه از: بازیچة کسی شدن، ندانسته از کسی فرمان بردن.
- اسم از خودبروز میدهد Instrument