مشتق
زبان مبدأ: فارسی
- جدا شده، چیزی که از چیز دیگر جدا شده باشد.
- کلمهای که از کلمة دیگر گرفته شده باشد.
- در ریاضی حد نسبت نمو تابع به نمو متغیر وقتی که نمو متغیر به سمت صفر میل کند.
- آهنگ تغییر هر تابع نسبت به متغیر آن (ریاضی)
* عربی (اِمف.) #جدا شده، چیزی که از چیز دیگر جدا شده باشد. #کلمهای که از کلمة دیگر گرفته شده باشد. #در ریاضی حد نسبت نمو تابع به نمو متغیر وقتی که نمو متغیر به سمت صفر میل کند. #آهنگ تغییر هر تابع نسبت به متغیر آن (ریاضی)