فروختن
زبان مبدأ: فارسی
- فعل دادن کالا به کسی در مقابل دریافت پول. در اوستا ظاهرا فروخش به معنی صدا کردن و به معرض فروش گذاشتن، در پهلوی فرختن. چیزی را در قبال پولی به ديگری دادن. مقابل خريدن
- فعل نک افروختن. روشن شدن آتش و غيره. فروزش. مشتعل شدن.
- فعل وانمود کردن، به رخ کشیدن.