لا
زبان مبدأ: فارسی
- اسم لای، میان، توی چیزی: لای کتاب، لای دیوار. لابهلا: ‹لابرلا› [عامیانه] تودرتو؛ تابرتا.
- اسم تا، تای پارچه یا لباس. برای ~ی جِرز خوب بودن کنایه از: بی فایده و ناکارآمد بودن.
- اسم قیچی
- اسم مخفف لاینده. هرزهلا، هرزهگو، پرگو.
- اسم فرانسوی: ششمین نُت در موسیقی.
- صفت پالاینده، صافیکننده.
- فعل مخفف لای، امر از لاییدن.
- فعل عربی: حرف نفی، نه.
- فعل بر سر اسم درآید و معنی نا میدهد: لااَدری (نِمیدانَم)، لا - مذهب (بی دین و کیش).
- فعل ملایری: پیش، نزد. پولْ لاتْ نی؛ یعنی پولْ پیشِت نیستْ.
- فعل جا. بیا ای لا؛ یعنی بیا این جا.
- فعل بختیاری: طرف، سمت، جهت. comi-lâ: کدام طرف؟؛ ul-lâ:آن طرف؛ il-lâ اینطرف