لا

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم لای، میان، توی ‌چیزی: لای کتاب، لای دیوار. لابه‌لا: ‹لابرلا› [عامیانه] تودرتو؛ تابرتا.
  2. اسم تا، تای پارچه یا لباس. برای ~ی جِرز خوب بودن کنایه از: بی فایده و ناکارآمد بودن.
  3. اسم قیچی
  4. اسم مخفف لاینده. هرزه‌لا، هرزه‌گو، پرگو.
  5. اسم فرانسوی: ششمین نُت در موسیقی.
  6. صفت پالاینده، صافی‌کننده.
  7. فعل مخفف لای، امر از لاییدن.
  8. فعل عربی: حرف نفی، نه.
  9. فعل بر سر اسم درآید و معنی نا می‌دهد: لااَدری (نِمی‌دانَم)، لا - مذهب (بی دین و کیش).
  10. فعل ملایری: پیش، نزد. پولْ لاتْ نی؛ یعنی پولْ پیشِت نیستْ.
  11. فعل جا. بیا ای لا؛ یعنی بیا این جا.
  12. فعل بختیاری: طرف، سمت، جهت. comi-lâ: کدام طرف؟؛ ul-lâ:آن طرف؛ il-lâ این‏طرف
{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}