ملمع
زبان مبدأ: فارسی
- روشن کرده و درخشان.
- صفت رنگارنگ.
- صفت پارچة دارای رنگهای مختلف.
- صفت جانوری که پوست بدنش دارای لکهها و خالهایی غیر از رنگ اصلی باشد.
- صفت شعری که در آن یک مصرع عربی و یک مصرع فارسی و یا یک بیت عربی و یک بیت فارسی باشد.
- صفت فلز کم قیمت که روی آن فلز گرانبهاتر کشیده باشند.
* عربی (اِمف.) # روشن کرده و درخشان.