طلایه
زبان مبدأ: فارسی
- اسم (مجاز): نشانه یا جلوه نخستین از هر چیز که پیش از دیگر نشانهها نمایان شود.
- اسم مقدمه و پیشرو سپاه. بخش پیشرو لشکر برای نگهداری سپاه از هجوم ناگهانی. کارآگاه.
- اسم آن چه که بدان طلا کنند، دارویی که بر اندام مالند.
- اسم تحریف شده طلیعه عربی، مقدمه لشکر، پیشروان لشکر که برای شناسایی اوضاع و احوال دشمن فرستاده میشوند.