خشن
زبان مبدأ: فارسی
- صفت درشت، زبر.
- صفت تندخو، نامهربان.
- صفت مرغابی ای بزرگ تیره رنگ و سفید
- صفت بازی که نه سفید باشد نه سیاه.
- صفت گیاهی است از انواع بوریا که از آن جامه بافند و درویشان پوشند.
* اوستایی * واژه خشن xaŝen این واژه در اوستایی: اَخشَئِنَ axŝaena و به واتای: زبر، درشت، زمخت بوده است. پس پارسی است و نه اربی خشم از ریشه خش میاد، نمونه های دیگر آن خشم=خش ( خشن، زمخت، اخم ) م ( پسوند نامساز، نمونه های دیگرش زخم، اخم، شخم، تخم، مهم، لخم و. . . است ) خشن=خش ( خشم، خراش ) ن ( پسوند نامساز ) خشخش خاشخاش=خشخاش خراش خشاب=خش ( خراش، خشم ) اب ( پسوند نامساز شدن، نمونه دیگرش گواب ( جواب …