مولد
زبان مبدأ: فارسی
- تولید شده، زاییده.
- پدید آورده.
- شخص عجمی که در عرب پرورش یافته.
- کلام ساخته و بر بافته.
- لغت عجمی که عرب در کلام استعمال کند.
- لغتی که قدمت استعمال ندارد، مستحدث.
- مولدین.
- تولید کننده، زاینده.
- اسم زادگاه.
- اسم هنگام زادن.
- اسم موالد.
* عربی (اِمف.) #تولید شده، زاییده. #پدید آورده. #شخص عجمی که در عرب پرورش یافته. #کلام ساخته و بر بافته. #لغت عجمی که عرب در کلام استعمال کند. #لغتی که قدمت استعمال ندارد، مستحدث.