مولد

زبان مبدأ: فارسی

  1. تولید شده، زاییده.
  2. پدید آورده.
  3. شخص عجمی که در عرب پرورش یافته.
  4. کلام ساخته و بر بافته.
  5. لغت عجمی که عرب در کلام استعمال کند.
  6. لغتی که قدمت استعمال ندارد، مستحدث.
  7. مولدین.
  8. تولید کننده، زاینده.
  9. اسم زادگاه.
  10. اسم هنگام زادن.
  11. اسم موالد.

* عربی (اِمف.) #تولید شده، زاییده. #پدید آورده. #شخص عجمی که در عرب پرورش یافته. #کلام ساخته و بر بافته. #لغت عجمی که عرب در کلام استعمال کند. #لغتی که قدمت استعمال ندارد، مستحدث.

{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}