نبی

زبان مبدأ: فارسی

/ nipata /

  1. صفت پیغامبر.
  2. صفت در واقع، اگر از دید ریشه‌شناسی ایرانی و هندواروپایی (نه از دید سامی) به واژه‌ی «نبی» نگاه کنیم، می‌توان مسیر کاملاً متفاوتی از آنچه در زبان عربی شناخته شده است دید. بیایید با دقت ساختار و مدارک را مرور کنیم: --- ریشه‌شناسی واژه‌ی «نبی» از دیدگاه ایرانی و هندواروپایی اگر از دید ریشه‌شناسی ایرانی و هندواروپایی (نه از دید عربی-سامی) به واژه‌ی «نبی» نگاه کنیم، مسیر کاملاً متفاوتی از آنچه در عربی شناخته شده، نمایان می‌شود. بررسی دقیق ساختار و مدارک به شرح زیر است: --- 🔹 صورت‌ها در متون ایرانی میانه در پهلوی، طبق فرهنگ پاشنگ داریم: nipek / niwek → به معنی نوشته، تامه، سند، نبشته کامل ریشه: nip- / niw- ← از ریشه‌ی فعلی اوستایی nip- «نوشتن، ثبت کردن». --- 🔹 در اوستایی واژه‌هایی مانند: nipiiša- → «نوشته، نبشته» nipīsa- → «نوشتار، سند» که هر دو از ریشه‌ی nip- به معنی «نوشتن، ثبت کردن» هستند. این ریش…
  3. صفت انبیاء، نبیون.
  4. اسم قرآن مجید.

* اوستایی و پهلوی

{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}