نشانده
زبان مبدأ: فارسی
- صفت به نشستن واداشته.
- صفت جلوس داده.
- صفت جا داده، مقیم ساخته.
- صفت زنی روسپی که او را به خانه آورده نفقة او را متعهد شوند و از ادامة عمل بد بازدارند و از او متمتع گردند بدون ازدوا
- صفت کاشته.
- صفت برپا داشته.
- صفت نهاده.
- صفت خاموش کرده.
- صفت دفع کرده.