نشین

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم مقعد، سوراخ مق
  2. اسم فهرست منابع معتبر فارسی و باستانی (اوستایی، پهلوی، سانسکریت) را گسترش دهیم. در ادامه نسخه بازنویسی شده با منابع دقیق‌تر ارائه شده است: --- ریشه‌شناسی واژه‌ی «نشین» واژه‌ی «نِشین» در فارسی (مثلاً در ترکیب‌های کوه‌نشین، دشت‌نشین، خانه‌نشین) از فعل «نشستن» مشتق شده است. این واژه مسیر تاریخی کهنی دارد که در ادامه بررسی می‌کنیم: --- 🟢 در فارسی نو «نشین» ← از بن مضارع «نِشین» (از فعل «نشستن») به‌صورت اسم یا صفت به کار می‌رود: خانه‌نشین = کسی که در خانه می‌نشیند کوه‌نشین = کسی که در کوه زندگی می‌کند منابع فارسی: فرهنگ معین، ج 2، ص 810، مدخل «نشین» فرهنگ عمید، چاپ چهارم، ص 743 دهخدا، لغت‌نامه، مدخل «نشین» --- 🟡 در فارسی میانه (پهلوی) ریشه در فارسی میانه (پهلوی) به صورت nišistan یا nišēn- بوده است به معنای «نشستن، جای گرفتن». اسم فاعل آن به صورت nišīn یا nišēnag به کار می‌رفته است. منابع: هرتسفلد، …
{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}