نغل

زبان مبدأ: فارسی

  1. صفت پوست تباه شده در دباغت.
  2. صفت پسر زنا.
  3. صفت تباهی.
  4. صفت سوء نیت.
  5. صفت کینه و
  6. صفت سخن چینی.
  7. صفت زنازاده، پسر زنا.
  8. صفت تباه گردیدن پوست در دباغت.
  9. صفت تباه گردیدن زخم.
  10. صفت بد شدن نیت.
  11. صفت کینه ور گردیدن.
  12. صفت تباهی انداختن میان مردم.
{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}