نورد
زبان مبدأ: فارسی
- اسم میل یا چوب استوانهای شکل که در ماشین چاپ به کار رود و مرکب را روی صفحه میکشد.
- اسم پیچ و تاب، چین و شکن.
- اسم چوبی استوانهای که به وسیلة آن خمیر را پهن میکنند.
- صفت در ترکیب با بعضی واژهها، معنای «طی کننده» میدهد، مانند: کوه نورد، صحرانورد.