ه
زبان مبدأ: فارسی
/fa.wikipedia.org/
- پسوند نسبت و اتصاف: الف - به اسم عام پیوندد و صفت سازد: نبرده نبردی. ب - به اسم عام پیوندد و مفهوم اخص یابد: زرده. ج - به کلمة مرکب از عدد و اسم عام پیوندد و معنی مقدار دهد. (این نوع را هم «ها» ی مقداریه نامند)
- پسوند به اسم ذات یا صفت مطلق ملحق گردد و تغییری ظاهراً در معنی کلمه و هویت دستوری ندهد: آشکار آشکاره.
- پسوند به صفت مختوم به ین پیوندد: زرین ه.
- پسوند به کلمة (صفت و اسم)
- پسوند مختوم به ان جمع پیوندد، به دو صورت: الف - غالباً قید سازد: مرد ان ه. ب - گاه صفت سازد: استادانه.
- پسوند شباهت (مانندگی): پایه.
- پسوند دارایی و خداوندی: الف - به عدد پیوندد و اسم سازد: پنجه. ب - به عدد و معدود پیوندد و صفت سازد به معنی دارای آن عدد و معدود: دو دره. ج - گاه به اسم صوت پیوندد و اسم سازد: ترقه.
- پسوند نام ابزار - به [https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D9%86_%D9%85%D8%B6%D8%A7%D8%B1%D8%B9 بن اکنون] پیوندد و نام ابزار سازد: آتشزنه (بن اکنون از مصدر زدن + ه)، کوبه (بن اکنون از مصدر کوبیدن + ه)، کاوه (بن اکنون از مصدر کاویدن+ه)، لیسه (بن اکنون از مصدر لیسیدن + ه)، استره (بن اکنون از مصدر استردن + ه)، سمبه (بن اکنون از مصدر سمبیدن + ه)، دمه (بن اکنون از مصدر دمیدن + ه).
- پسوند اسم مفعول - به آخر مصدر مرخم سوم شخص مفرد ماضی مطلق پیوندد و اسم مفعول سازد: آمده.
- پسوند اسم فاعل - به آخر سوم شخص جمع مضارع پیوندد و اسم فاعل سازد: آینده.
- پسوند اسم مصدر - به ریشة فعل + دوم شخص امر حاضر پیوندد و اسم مصدر سازد: پذیره.
- پسوند اسم مکان - به آخر اسم یا صفت پیوندد و نام مکانی خاص گردد: انجیره.