هل

زبان مبدأ: فارسی

/durch. lassen/

  1. اسم (عربی): آیا.
  2. اسم میوه‌ای کوچک به اندازه بند انگشت با پوست تیره و دانه‌های خوشبو از درختی به همین نام.
  3. اسم فشار یا نیرویی که برای حرکت دادن یا راندن چیزی یا کسی به طرف جلو بر آن یا او وارد میشود. هلیدن.*ریشه یِ کارواژه یِ " هشتَن ( هلیدَن ) " با بُن کنونیِ " هل": در زبانِ اوستایی واژه یِ " هَرِز" به چمهای ( =معناهای ) زیر بوده است: 1. 1 - رها کردن، خارج کردن، بیرون ریختن ( entlassen ) 1. 2 - گُسیل دادن، فرستادن، پخش کردن، پراکندن ( entsenden، ausschicken ) ( آب را ) رهاسازی کردن ( واگذاردَن ) برای آبیاری = ( آب را ) وِل دادن برای آبیاری = Wasser ) ueberlassen، zur Berieselung ) 2 - با آب ( یا چیزهای همانند با آب ) تَر و خیس کردن = mit Wasser ( usw. ) benetzen 3. 1 - در جایِ خود گُذاشتن، درجای خود رها کردن:an seinem Ort belassen 3. 2 - گذاردن، واگذاردن، ترک کردن، رها کردن = liegen lassen در " وَندیداد" آمده است:". . . پس آنها باید مُردگان را ببَرند و در پیِ آن، خانه و کاشانه را "ترک کنند ( واگذا…
{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}